تبليغاتX
انبساط ها و انقباض ها

انبساط ها و انقباض ها

به نام خدا


رسما اعلام ورشكستگي مي‌كنم.


پ‌ن:
راهي براي نرفتن گزيده‌ام
شعري براي نخواندن سروده‌ام

شايد يه روزي يه جايي يه چيزي به نام من خونديدن يا شنيدين. اگه يادتون بود برام دعا كنين!
يا حق

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 11:31 توسط عطا جلیلی


به نام خدا


گفتم به بلبلي كه علاج فراق چيست
از شاخ گل به خاك فتاد و تپيد و مرد


برچسب‌ها: فراق

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 10:35 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

.

.

.

والسلام

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390 12:59 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

قندی که در دهانم آب شده
چایی که یخ کرد
حرفایی که بر لبم ماسیده
...
روزی که تمام شده

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390 12:52 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

انقد که همو می‌پرستیم، اگه خدا رو می‌پرستیدیم تا حالا پیامبری چیزی شده‌بودیم.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 20:20 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

خلوت‌شکنان صف بکشیدند، خدا را

بر سر مزنیدم به ستم سنگ جفا را

از خلوت من دور شوید ارنه بگیرد

از خاک دلم دامنتان گرد بلا را

...

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 14:0 توسط عطا جلیلی


به نام خدا


اصول مفت‌خوری، زبان استهزاء، خودآموز پرورش حسرت، سیب‌های کال بادهای سرد بوسه‌های تلخ، مردپروری دردپروری، من نیمه‌عریان، توهم حقیقی حقیقت موهومی، چکمه‌های گلی دموکراسی، پیله‌های آزادی، دین دارایی نیست، گاو باش، سفرهای چند توی من، طاق تماشا باغ ابیقور، از بس که قافیه‌ها را ردیف کرده‌ایم، دریغی به نام حال، ...


پ‌ن:
مادر

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 12:55 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

دارم متلاشی می‌شم.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390 15:49 توسط عطا جلیلی


به نام خدا


اي طعنه به يلدا زده گيسوي درازت

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390 23:21 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

اینکه لباس می‌پوشی یعنی که لختی.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390 23:29 توسط عطا جلیلی |


به نام خدا

 

It seems to be just your ostensible goal...

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390 10:45 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

The Peter Principle states that "in a hierarchy every employee tends to rise to his level of incompetence", meaning that employees tend to be promoted until they reach a position at which they cannot work competently. It was formulated by Dr. Laurence J. Peter and Raymond Hull in their 1969 book The Peter Principle, a humorous treatise which also introduced the "salutary science of hierarchiology."

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 1:1 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 22:58 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

انقلاب کردنی نیست، شدنیه؛ مثه زایمان.

 

پ ن:
اینو امروز دکتر رمضانی سر کلاس می گفتن. این کتابم شدیدا توصیه کردن:

The Structure of Scientific Revolutions

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 20:45 توسط عطا جلیلی


به نام خدا


The world is a comedy to those that think, a tragedy to those who feel.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390 17:13 توسط عطا جلیلی


به نام خدا


...

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390 15:26 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

کرده‌ام باز به آن گریه سودا، سودا

که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا

ساقی‌امشب ‌چه‌ جنون ریخت ‌به ‌پیمانه هوش

که شکستم به دل از قلقل مینا، مینا

محو او گشتم و رازم به ملاء توفان ‌کرد

هست حیرانی عاشق لب ‌گویا، ‌گویا

داغ معماری اشکم ‌که به یک لغزیدن

عافیت ها شد ازین آبله بر پا، برپا

درد عشقم من و خلوتگه رازم وطن است

گشته‌ام اینقدر از ناله رسوا، رسوا

نذر آوارگی شوق هوایت دارم

مشت خاکی‌ که دهد طرح به ‌صحرا، صحرا

دل آشفته ی ما را سر مویی دریاب

ای سر موی تو سرکوب ختنها تنها

دور انسان به میان دو قدح مشترک است

تا چه اقبال ‌کند جام لدن یا دنیا

تا تقاضا به میان آمده‌، مطلب رفته‌ست

نیست غیر از کف افسوس طلبها، لبها

بیدل این نقد به تاراج غم نسیه مده

کار امروز کن امروز، ز فردا، فردا

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 22:56 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

Hold fast to dreams 
For if dreams die
Life is a broken-winged bird
That cannot fly.


Hold fast to dreams
For when dreams go
Life is a barren field
Frozen with snow.
(Langston Hughes)

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 13:31 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

بر انگشت عصا هر دم اشارت می کند پیری
که مرگ اینجاست، یا اینجاست، یا اینجاست یا اینجاست...

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 21:27 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

خیلی مردی!

 

پ ن:
صدا: کیه؟
مرد : منم دخترم!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 21:13 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

بازم یه کم مهلت میخوام!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 15:27 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

Dead man lying on the bottom of the grave
Wondering when Savior comes
Is he gonna be saved

Maybe you're a sinner into your alternate life
Maybe you're a joker maybe you deserve to die

They were crying when their sons left
God is wearing black
He's gone so far to find no hope
He's never coming back
They were crying when their sons left
All young men must go
He's come so far to find the truth
He's never going home

Young men standing on the top of their own graves
Wondering when Jesus comes
Are they gonna be saved

Cruelty to the winner, Bishop tells the King his lies
Maybe you're a mourner, maybe you deserve to die
They were crying when their sons left
God is wearing black
He's gone so far to find no hope
He's never coming back
They were crying when their sons left
All young men must go
He's come so far to find no truth
He's never going home

Welcome to the Soldier Side
Where there's no one here but me
People all grow up to die
There is no one here but me

Welcome to the Soldier Side
There is no one here but me
People on the soldier's side
There is no one here but me

+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390 19:54 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

...
I shall have peace, as leafy trees are peaceful
When rain bends down the bough,
And I shall be more silent and cold-hearted
Than you are now.

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390 15:0 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

ءشذغ ّ مخرث غخع!

 

پ ن:

۱. مپسند که لب بسته و خاموش تو باشد

بگذار که این تشنه غزلنوش تو باشد

بانوی غزلهای فراموشی من باش

وز یاد جهان گو که فراموش تو باشد

دل می کشدم سوی تو دامن مکش از من

آغوش من ای کاش که تنپوش تو باشد

...

۲. فریاد که بانوی غزلهای پریشانی من رفت

افتاد به خاک قدمش پرجم پیشانی من رفت

...

۳. نازنین آمد و در خلوت من تاخت و رفت

سایه ای بر سر تنهاییم انداخت و رفت

...

۴. ... یوسف شدم از عشق گریزان که مبادا

هرم هوسی در تب آغوش تو باشد

...

۵. دارم بالا میا...

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390 21:18 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

حوا تویی هرجا تو باشی بهشته

(حسن علی شیری)

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390 1:34 توسط عطا جلیلی


به نام خدا


اني رايت دهرا من هجرك القيامه


پ ن:

حديث هول قيامت كه گفت واعظ شهر
كنايتي ست كه از روزگار هجران گفت

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 22:43 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

...

شب پرسه های تنها
پاییز از تو خالی
سیگار پشت سیگار
تمرین بی حیالی

... 

پ ن:

زنهار ازین بیابان وین راه بی نهایت!

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390 22:34 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

معادلات دیفرانسیل-دیفرانس حالت گذار از پنج سال بی سروسامانی ام را به عشق همیشگی خاطراتت می نویسم. 

  پ ن:
به حکم عقل زینونی، این فاصله ابدی است. 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 23:46 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

Öyle bir yerdeyim ki
Ne karanfil ne kurbağa
Öyle bir yerdeyim ki

Bir yanım mavi yosun
Çalkalanır sularda
Bir yanım mavi yosun
Çalkalanır sularda

Dostum dostum güzel dostum
Bu ne beter çizgidir bu
Bu ne çıldırtan denge
Yaprak döker bir yanımız
Bir yanımız bahar bahçe

Öyle bir yerdeyim ki
Bir yanım çığlık çığlığa
Öyle bir yerdeyim ki

Anam gider allah allah
Kızım düşmüş sokağa
Anam gider allah allah
Dölüm düşmüş sokağa

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 17:1 توسط عطا جلیلی


به نام خدا

 

باد است و
بادبادک خیالت و
این نخ بی نهایت...

پ ن:
برف می بارید و یخ خاطره را آب می کرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 0:20 توسط عطا جلیلی


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X




دی 1390

آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388