|
به نام خدا رسما اعلام ورشكستگي ميكنم. پن:
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 11:31 توسط عطا جلیلی
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 10:35 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
. . . والسلام + نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390 12:59 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
قندی که در دهانم آب شده
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390 12:52 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
انقد که همو میپرستیم، اگه خدا رو میپرستیدیم تا حالا پیامبری چیزی شدهبودیم. + نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 20:20 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
خلوتشکنان صف بکشیدند، خدا را بر سر مزنیدم به ستم سنگ جفا را از خلوت من دور شوید ارنه بگیرد از خاک دلم دامنتان گرد بلا را ... + نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 14:0 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
اصول مفتخوری، زبان استهزاء، خودآموز پرورش حسرت، سیبهای کال بادهای سرد بوسههای تلخ، مردپروری دردپروری، من نیمهعریان، توهم حقیقی حقیقت موهومی، چکمههای گلی دموکراسی، پیلههای آزادی، دین دارایی نیست، گاو باش، سفرهای چند توی من، طاق تماشا باغ ابیقور، از بس که قافیهها را ردیف کردهایم، دریغی به نام حال، ...
پن:
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 12:55 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
دارم متلاشی میشم. + نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390 15:49 توسط عطا جلیلی
به نام خدا اي طعنه به يلدا زده گيسوي درازت
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390 23:21 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
اینکه لباس میپوشی یعنی که لختی. به نام خدا
It seems to be just your ostensible goal... + نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390 10:45 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
The Peter Principle states that "in a hierarchy every employee tends to rise to his level of incompetence", meaning that employees tend to be promoted until they reach a position at which they cannot work competently. It was formulated by Dr. Laurence J. Peter and Raymond Hull in their 1969 book The Peter Principle, a humorous treatise which also introduced the "salutary science of hierarchiology." + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 1:1 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
... + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 22:58 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
انقلاب کردنی نیست، شدنیه؛ مثه زایمان.
پ ن: The Structure of Scientific Revolutions
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 20:45 توسط عطا جلیلی
به نام خدا The world is a comedy to those that think, a tragedy to those who feel. + نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390 17:13 توسط عطا جلیلی
به نام خدا ...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390 15:26 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
کردهام باز به آن گریه سودا، سودا که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا ساقیامشب چه جنون ریخت به پیمانه هوش که شکستم به دل از قلقل مینا، مینا محو او گشتم و رازم به ملاء توفان کرد هست حیرانی عاشق لب گویا، گویا داغ معماری اشکم که به یک لغزیدن عافیت ها شد ازین آبله بر پا، برپا درد عشقم من و خلوتگه رازم وطن است گشتهام اینقدر از ناله رسوا، رسوا نذر آوارگی شوق هوایت دارم مشت خاکی که دهد طرح به صحرا، صحرا دل آشفته ی ما را سر مویی دریاب ای سر موی تو سرکوب ختنها تنها دور انسان به میان دو قدح مشترک است تا چه اقبال کند جام لدن یا دنیا تا تقاضا به میان آمده، مطلب رفتهست نیست غیر از کف افسوس طلبها، لبها بیدل این نقد به تاراج غم نسیه مده کار امروز کن امروز، ز فردا، فردا + نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 22:56 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
Hold fast to dreams For if dreams die Life is a broken-winged bird That cannot fly. Hold fast to dreams For when dreams go Life is a barren field Frozen with snow. (Langston Hughes) + نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390 13:31 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
بر انگشت عصا هر دم اشارت می کند پیری + نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 21:27 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
خیلی مردی!
پ ن: + نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 21:13 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
بازم یه کم مهلت میخوام! + نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390 15:27 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
Dead man lying on the bottom of the grave + نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390 19:54 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
... + نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390 15:0 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
ءشذغ ّ مخرث غخع!
پ ن: ۱. مپسند که لب بسته و خاموش تو باشد بگذار که این تشنه غزلنوش تو باشد بانوی غزلهای فراموشی من باش وز یاد جهان گو که فراموش تو باشد دل می کشدم سوی تو دامن مکش از من آغوش من ای کاش که تنپوش تو باشد ... ۲. فریاد که بانوی غزلهای پریشانی من رفت افتاد به خاک قدمش پرجم پیشانی من رفت ... ۳. نازنین آمد و در خلوت من تاخت و رفت سایه ای بر سر تنهاییم انداخت و رفت ... ۴. ... یوسف شدم از عشق گریزان که مبادا هرم هوسی در تب آغوش تو باشد ... ۵. دارم بالا میا... + نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390 21:18 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
حوا تویی هرجا تو باشی بهشته (حسن علی شیری) + نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390 1:34 توسط عطا جلیلی
به نام خدا اني رايت دهرا من هجرك القيامه پ ن: حديث هول قيامت كه گفت واعظ شهر
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 22:43 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
... شب پرسه های تنها ... پ ن: زنهار ازین بیابان وین راه بی نهایت! + نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390 22:34 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
معادلات دیفرانسیل-دیفرانس حالت گذار از پنج سال بی سروسامانی ام را به عشق همیشگی خاطراتت می نویسم. پ ن: + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 23:46 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
Öyle bir yerdeyim ki + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 17:1 توسط عطا جلیلی
به نام خدا
باد است و پ ن: + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 0:20 توسط عطا جلیلی
|